تبليغاتX
عشق ستار



 

 رای به ستار اسطوره بی تکرار:

 

                       http://www.iran-forum.net/vote.htm     

 

 

به دنبال موفقیت های روز افزون ستار در این یکی دو سال از جمله ساخت آلبوم پر قدرت و پر فروش گلبانو، حضور در کنسرت های بی شمار، دعوت مکرر به شبکه های 24 ساعته و سایت های گوناگون و بالاخره فعالیت فراوان این هنرمند بی بدیل که دوباره به جایگاه واقعی و روزهای اوج خود می رسد، این قضیه را در بر داشت که ایشان را به عنوان داور وهیئت ژولی در فستیوال: به دنبال بهترین صدا دعوت کنند.

 

 

 

بله دوستان بار دیگر ستار بزرگ در دبی:

 

این برنامه که به نوعی شکل یک مسابقه هنری را پیدا می کند، در تاریخ یکم و دوم اکتبر برابربا دهم و یازدهم مهر ماه در دبی برگزار می گردد و به دعوت شبکه جهانی تی وی پرشیا و با حضور ستار، رامین زمانی ومریم حیدر زاده برگزار می گردد. علاقه مندان برای شرکت در صورت داشتن صدای خوب و برخورداری از هنر خواندن می توانند در این مسابقه بزرگ شرکت کنند.

 

حضور ستار در این گرده همایی بیانگر موارد متعددی است.

1) شرکت کنندگان در هر زمینه ای که مهارت خواندن دارند نقاط ضعف و قدرتشان معلوم می گردد. چرا که ستار به همه تکنیک ها وسبک های موسیقی استاد است.

2) نام و شخصیت مثال زدنی این هنرمند ارزنده از یک طرف و از طرفی در حضور او خواندن جرات و اعتماد به نفس قوی می خواهد که هر کس از پس آن برآید. بی شک می تواند در عرصه های دیگر موفق ظاهر شود.

3) حضور ستار که لقب سنبل وقار و شخصیت یک خواننده  واقعی ایرانی را یدک می کشد، در این مسابقه بزرگ می تواند شرکت کنندگان و بینندگان متعددی را به این مکان بکشاند. از جمله خود بنده که نه به عنوان یک شرکت کننده بلکه فقط برای دیدن خواننده محبوب خود اگر عمری باقی باشد، می شتابم.

و دیگر اینکه رسمیت این برنامه با حضور ستار جلوه با شکوهی می گیرد.

 

 

همراه با یاد ستار در خیابان شهر، ناگاه تصویر او بر روی 52 ورق، انگیزه ای شد تا دوباره با دوستان بازی شروع شود.

 

حکم چیست؟ ستار

 

 

 

حمید شبخیز:

 

من ستار را خیلی دوست دارم، او بی شک بهترین خواننده ماست. صدایش بی نظیر، شخصیتش فوق العاده در تمام مراسم ها چه شادی و چه غم ها و مشکلات نفر اول است. در تشویق خوانندگان جوان به پیشرفت، پیش قدم است.

 

شبخیز

 

از جمله آن شرکت وی در مراسم سالگرد بانو مهستی تنها هنرمندی بود که یاد این بزرگوار را با اجرای زنده ترانه آخرین طبیب گرامی داشت.

 

 

 

اجرای زنده گل سنگم در کنسرت - برای دیدن کلیک کنید

 

 

 

 

ترانه جاودانه شازده خانم - برای دیدن کلیک کنید

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:42 توسط رضا |



 

 

 

  

 

 

 

ترانه همسرم:

 

همانطور که می دانیم آلبوم "دوستان" که تشکیل شده از 8 آهنگ با هنرمندانی همچون ستار مرتضی شیلا و سعید محمدی به بازار آمده است. در بین این آلبوم 2 ترانه با نام های همسرم و دل شیشه ای از ستار وجود دارد که هر کدام به نوبه خود از زیبایی خاصی برخوردار هستند، اما آنچه موضوع بحث این پست است ترانه همسرم می باشد. به اعتقاد من این آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی است و می توان گفت ترانه همه پسندی است، به طوری که در میان دوستان آنچنان شنیده ام که هرچقدر گوش می دهم تازگی دارد، اما در عین حال به نظر من ترانه ای جاودانه نیست. خوب نمی توان انتظار داشت تمام آهنگ های یک هنرمند جاودانه باشد.

در اینجا لازم است شدیدا از این آهنگ به نیکی یاد کنم و همواره از آن دفاع کنم، زیرا در کارنامه هنری ستار می توان همه سبک و ریتمی دید و مهارت ایشان را پی برد.

 

 

در بین کار های همه خوانندگان فراز و نشیب هایی وجود دارد کار های ضعیف و قوی، اما آنچه که مهم است سلیقه شنونده است که کدام را انتخاب کند. در ضمن آن قدر انتظار طرفداران از ستار بالا رفته که فقط از ایشان ترانه جاودانه مثل همسفر، نفرین، گل پونه، نارفیق و یگانگی انتظار دارند.

نکته دیگری که مهم است، اینکه خود خواننده در انتخاب شعر و تصمیم به اجرای آهنگ اختیار، سلیقه و علایقی دارد، پس نمی توان آن را به اجرای آهنگی که خود دوست دارد باز داشت. (توجه به حرف های سعید محمدی در مورد اسرار ستار به اجرای ترانه همسرم).

 

سالگرد درگذشت بانو مهستی:

 

این روزها مصادف است با سالروز درگذشت بانوی اول موسیقی ایران خانم مهستی. پارسال همین روز ها بود که ما بزرگی را از دست دادیم که باورش هنوز برایم مشکل است. چهار تیر ماه 86 روزی بود که مهستی عزیز غروب کرد ولی خاطرات و یادگاری (آهنگ ها) به جای گذاشت که تا ابد فراموش نخواهد شد.

نمی دانم چرا بعد از مرگش اینقدر صدای آوازش را از گوشه و کنار بیشتر می شنوم، آیا در زمان حیات قدرش را ندانستیم؟ آیا در چند سال گذشته رسانه ها و شبکه های 24 ساعته فعالیت این بانو را کمرنگ پوشش ندادند؟ به راستی حال می فهمیم که چه از دست داده ایم.

 

 

ستار عزیز شاید نزدیک ترین رابطه هنری را با شادروان مهستی داشت و غم از دست دادن این بزرگوار بسیار برایش سنگین بود. درست خاطرم است 20 سال پیش که هایده درگذشت، ستار با چهره ای اشک بار در تلویزیون حاضر شد و به یاد هایده یک بیت از شعر (مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه   غم با من زاده شده منو رها نمی کنه) را خواند و گفت: بله، نه مستی و نه هیچ چیز دیگر غم از دست دادن هایده را تسکین نمی دهد.

روح و روان هر دو هنرمند ملی کشورمان (مهستی و هایده) شاد باد.

 

 

اثرات موفقیت آلبوم گلبانو:

 

آلبوم "گل بانو" یکی از موفق ترین آلبوم های ستار بود، تا آنجا که به گفته مدیر شرکت ترانه (وارطان آوانسیان) فروش آن بسیار بی نظیر و عالی بود. اما آنچه بیشتر بر موفقیت این آلبوم صحه می گذارد، تعداد کنسرت های ستار بعد از انتشار این آلبوم است. کاش آمار دقیقی داشتم اما در این دو سال ستار عزیز در کنسرت های زیادی دعوت شده اند به طوری که برنامه مسافرت ایشان برای اجرای کنسرت به صورتی بود که در چند کشور مختلف بلافاصله پشت سر هم باید شرکت می کردند و سپس به آمریکا برمی گشتند و یا به عنوان مثال در طول 12 ماه، 3 بار به دبی برای اجرای کنسرت آمدند.

 

 

  

 

امیدوارم آلبوم بعدی ستار نیز همانند گلبانو آلبومی قوی، موفق و زیبا در حد نام بزرگ ستار باشد. کاش روزی یکی از طرفداران ستار به آن مرحله مادی برسد که بتواند ایشان را در کنسرت و یا مهمانی دعوت کند.

 

  

فیلتر شدن سایت قدیمی ها:

 

 

یکی از مسائلی که بسیار باعث نگرانی اینجانب در چند روز گذشته شده است، موضوع فیلتر شدن سایت مرجع و پربار قدیمی ها بود که امیدوارم هر چه زود تر روال گذشته خود را به دست آورد، زیرا این سایت بزرگترین مرجع بروزی در مورد هنرمندان قدیمی بود که ما به آن عادت کرده بودیم. فعالیت موقت این سایت را می توانید در وبلاگ به آدرس www.ghadimiha.blogfa.com مشاهده کنید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 2:12 توسط رضا |



امسال در نوروز 87 همانطور که می دانید در روز 13 نوروز که از دیرباز به روز طبیعت در ایران موسوم است، آقای ستار به همراه خوانندگانی همچون نوش آفرین، مرتضی، داود بهبودی، سعید شایسته، علی مرشدی، طوفان و غیره هنرنمایی نمودند. این برنامه از ساعت 5 بعد از ظهر در پارک الممزر دبی استارت خورد و جمعیتی بالغ بر 45 هزار نفر بنا بر گفته حمید شبخیز که مجری و مدیر موفق این گردهمایی بود، حضور داشتند.

 

 

در همین روز آقای امیرقاسمی تدارک برنامه ای با حضور آقای عارف، شهرام شب پره، خانم لیلا فروهر و گروه بلک کتس در پارک زعبیل دبی به هدف مقابله با برنامه حمید شبخیز که مهمترین رقیب رسانه ای ایشان محسوب می شود، تدارک دید که استقبال از برنامه حمید شبخیز بی نظیر بود.

در ابتدا هنرمندان به ترتیب علی مرشدی، مرتضی، داود بهبودی، طوفان، نوش آفرین، سعید شایسته به اجرای برنامه پرداختند که برنامه نوش آفرین با ترانه هایی همچون سلام، آشتی و نازنین عاشق و سعید شایسته با ترانه هایی گلی، قربونی و مشکی از حرارت بیشتری برخوردار بود و پس از آن نوبت به گل سر سبد این جشن رسید.

 

 

که پس از معرفی آن توسط مجری با آهنگ سرسپرده وارد جایگاه شد و سپس آهنگ های شهر غم غزل مسبب و گل سنگم، شازده خانم، عاشق خجالتی و یک آهنگ آرام از ترانه های زنده یاد هایده با پیشنهاد حمید شبخیز با زیبایی هر چه تمام تر اجرا نمود و قرار شد ترانه همسفر را به عنوان حسن ختام برنامه بخواند که متاسفانه به علت کمی وقت مجال آن را پیدا نکرد.

 

 

متاسفانه در این سفر نتوانستم ستار عزیز را از نزدیک دیدار کنم و مدت اقامت ایشان در دبی بسیار کم بود.

در یکی از روز های اقامت خود در دبی، آقای نادر رفیعی را دیدم که از ایشان در مورد مسئله ای که پارسال با ستار داشت پرسیدم، در جواب گفتند که آن مسئله حل شده است و معمولا در دنیای هنر این گونه مسائل اجتناب ناپذیر است و دیگر کدورتی وجود ندارد.

 

 

اگر خاطراتان باشد در مورد ترانه عسل بین طرفداران ابی و ستار مدتی بحث بر سر آن بود که اولین بار این ترانه توسط کدامیک از این دو هنرمند بزرگ اجرا شده و اصولا این ترانه را برای چه کسی ساخته اند. من این سوال را از آقای ستار سال گذشته پرسیدم، که در جواب گفتند این ترانه به همراه سه ترانه دیگر که از ساخته های اردلان سرفراز بودند در ابتدا من خواندم. امسال افتخاری نصیب من شد و از نزدیک آقای ابی را دیدار کردم و بعد از صحبت های فراوان و گرفتن عکس یادگاری با ایشان، این مسئله را مطرح نمودم که ایشان با کمال سخاوت و بزرگواری واقعیت امر را روشن ساختند و گفتند این ترانه را ابتدا آقای ستار خواندند و من بعد اجرا نمودم که در اینجا لازم است به بزرگواری و مردانگی او درود فرستاد.

 

عکس مدیر وبلاگ با ابی                    عکس مدیر وبلاگ با ستار

 

من ایشان را بسیار انسان خونگرم، صمیمی و مردم دار دیدم و از آن روز ایشان را به همراه ستار و داریوش از خوانندگان مورد علاقه خود قرار دادم و امید دارم تمامی طرفداران این سه هنرمند ارزشمند اسباب نگرانی همدیگر نشوند و اینچنین مسائل را بزرگ نکنند که باعث دلگیری بی مورد شود.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 2:0 توسط رضا |



 

 

با گذری از نظرات و سلایق برخی از طرفداران ستار در رسمی ترین وبلاگ ستارلازم دیدم که دربخش اول این پست که شاید لازم و جایش در وبلاگ من خالی بود اشاره ای به مسئله دوری ستار از وطن وهمچنین وضع کنونی خود بنمایم.

به نظر من چاره گرفتاری های ما قانون فعلی، دولت فعلی و این حکومت نیست ابدا! با عنایت به این مسئله که بنده هیچ وقت چه در ظاهر و چه در عمل قصد حمایت از حکومت فعلی را نداشته ام  در عین حال به هیچ عنوان آنرا مقصر نمی دانم به اعتقاد من این فکر مردم، تفکر و باورهاست که فرهنگ می سازد و حکومت نیز نشات گرفته از همین فرهنگ ها و تفکرات است. بیخود کسی را متهم نکنیم و اگر قرار است حرکتی صورت گیرد اصلاح فرهنگ است.

نظر من را با گفته های ستار در مصاحبه هایش مقایسه کنید.

 

 

 ماجرای ترانه جنوبی:

همانطور که در گذشته گفته بودم اولین آهنگی که مرا مجذوب ستار عزیز نمود ترانه جنوبی بود به طوریکه روزی چندین بار گوش می دادم و دوست داشتم سریع تصویر خواننده آنرا ببینم. جالب است که بعد از سالیان دراز در بریده روزنامه ای دیدم که این ترانه بسیار زیبا توسط مرحوم فریدون فروغی نیز اجرا شده است و اتفاقا منجر به پیش آمدن دلخوری میان ستار و فریدون فروغی گشته است. 

 

 

 کنسرت Arena Oberhausen   تاریخ 22 مارچ

نوروز امسال ستار عزیز در کنسرتی شرکت خواهد کرد که اگر نگوییم بی نظیر ولی فوق العاده کم نظیر است.

حضور بزرگانی همچون ستار، ابی و جهان در کنار هم در یک شب! البته در سال های نسبتا دور گذشته چنین کنسرتی با حضور ستار و داریوش در یک شب برگزار گردید ولی این کنسرت جذابیت های خاص خود را دارد و شاید درصد توجه و استقبال مردم در این برهه زمانی دلیل جذابیت این کنسرت باشد.

مسئله ای که مرا مقداری متحیر کرد حسلسیت برخی طرفداران افراطی  دو سه خواننده شرکت کننده در کنسرت بود که ترتیب قرار گرفتن جای این هنرمندان را در تیکت  مرتب بیان می کردند که البته یکی از دوستان ملاک این ارنج را از برگزار کننده کنسرت پرسش کردند و ایشان اجرای کنسرت های بیشتر را دلیل این کار بیان نمودند که البته مسئله زیاد مهمی نیست و آنچه مهم است خود کنسرت است.

 

 

 13 نوروز با ستار

ستار عزیز امسال هم همانند سال های گذشته مشتاقان خود را در نزدیکترین محل اجرای کنسرت به ایران دیدار می کند و به احساسات آنها با صدای زیبا ی خود پاسخ می دهد. ستار عزیز بعد از نوروز سال گذشته که کنسرت با شکوهی در بستان روتانای دبی اجرا کردند اواخر آبان همین سال نیز در دبی کنسرت داشتند و سال جدید در سیزده نوروز در دبی  می باشند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 2:58 توسط رضا |



 

این پست به نوعی متفاوت تر از مطالب قبلی است و نگاهی دارد به روحیات علیرضا امیرقاسمی و عملکرد او در قبال خواندگان بزرگ ایرانی.

 

 

امروزه با توجه به جو حاکم بر مملکت ما و نبود تفریح بسیاری از خانواده ها به شبکه های 24 ساعته دل خوش کرده اند که بسیار با آن موافقم، در بین کانال های متنوع نام های زیر پررنگ تر است، ITN با مدیریت حمید شبخیز، IPN با مدیریت مهران عبدشاه، JAMEJAM کورش بیبیان، OITN نادر رفیعی و TAPESH با مدیریت امیرقاسمی و غیره . . . که از دید این حقیر حیات این تلویزیون ها شباهت زیادی به موضوع فیلم های وسترن دارد و در یک جمله: به دنبال پول بیشتر به قیمت نابودی نزدیک ترین دوستان و یاران.

من مدتی است که تمامی صحبت ها و کارهای امیرقاسمی را زیر نظر دارم، او به قدری خطرناک است که دشمنی با او امنیت بیشتری دارد، این شخص هیچ گاه به بدی از کسی یاد نمی کند و همیشه اعتقاد دارد که با پنبه بهتر می توان سر برید، آیا تا به حال انسانی دیده اید که هر گاه با او رابطه خوب و نزدیکی برقرار می کنید با شما بد تا کند و هر گاه با او بد شوید او خوب ظاهر شود؟؟؟

امیرقاسمی این چنین موجودیست.

 

 

همانطور که می دانیم اینجا وبلاگ عشق ستار است و مدیر شبکه تپش تا کنون جسارت نزدیک شدن به خواننده ما را نداشته است، ولی چه بسا در آینده این کار را انجام دهد. به عقیده من که کار رسانه را تا حدودی می شناسم بسیاری از خوانندگان ما هنوز این شخص را نشناخته اند و متاسفانه در برنامه هایش شرکت می کنند و فرصتی به او می دهند تا قوی تر از گذشته مبادرت به شکستن قلب دیگری خواننده شود و این امر به وضوح مشاهده شده است.

چگونه است که شدید ترین جفا را به گوگوش کرده و همکاران گوگوش دست دوستی و صمیمیت با او می فشارند، چرا حق و حقوق ابی را می خورد و دوستان نزدیک ابی او را به عنوان کنسرت گزار و تبلیغ کننده کنسرت خود انتخاب می کنند؟

 

 

چگونه می شود این موجود عجیب آقای محمود قربانی را که به یک مهره سوخته تبدیل شده از کوچه پس کوچه ها پیدا کند و او را وسیله تخریب شهره قرار دهد و سپس شهره را نیازمند شرکت در برنامه اش برای دفاع از خود کند چرا باید در برنامه آنکات اینقدر هنرمندان را سوال پیچ کند و بپیچاند تا مسائل خصوصی را بازگو کنند و با آبروی آنها بازی کنند.

 

 

آیا اگر بعد از آن مسئله ای که با داریوش داشت و منجر به درگیری فیزیکی آنان گردید، همکاران داریوش از او حمایت می کردند الان امیرقاسمی به خود جرات می داد چنین کارهایی انجام بدهد؟؟؟؟؟

آری دوستان، امیر قاسمی به تنهایی نمی تواند حریف چند سوپراستار شود.

با امید به این که هنرمندان ما تامل بیشتری در مورد رفتار خود با امیرقاسمی داشته باشند.

از ستار دوستان عزیز به خاطر مطرح کردن این بحث که کمتر به ستار اختصاص داشت عذرخواهی می کنم.

دیگر بازدیدکنندگان بیان این مطالب را به حساب حمایت از دیگر مجریان تلویزیون نگذارند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:3 توسط رضا |



 

                             مصاحبه سایت ببین دات تی وی با ستار عزیز

 

 

 

دیدن مصاحبه

اینجا

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 2:3 توسط رضا |



بی بی سی فارسی: با صدائی که هنوز خواب آلود به گوش می آمد ستار را ساعت چهار صبح به وفت کالیفرنیا از بیدار کردیم تا سیلی از سوال های زنده تلفنی و ایمیل و اس ام اس را بر سرش بریزیم.

 

 

شنوندگان روز هفتم از سراسر ایران و اقصی نقاط دنیا هنگام صحبت با ستار ابراز احساسات کردند و از خاطره هائی گفتند که ترانه های ستار در طول دهه های گذشته برایشان آفریده است.

در این گفتگوی زنده تلفنی، ستار به سوالهای جمع زیادی از طرفدارانش درباره زندگی خصوصی خود پاسخ داد. او 27 سال است که ازدواج کرده و یک دختر 24 ساله دارد که اخیرا فوق لیسانس گرفته است.

ضمنا ترانه شازده خانوم که ستار برای دختر شاه فقید ایران خوانده بود به معنای وجود رابطه ای عاشقانه بین این دو نبود. به عقیده ستار، هنر و موسیقی ایران در دوران قبل از انقلاب شاهد یک شکوفائی و جهشی بزرگ بود.

 

 

خیلی از شنونده هائی که در شهرهای مختلف جهان ساکن هستند می خواستند بدانند چرا ستار در شهر مورد اقامت آنها کنسرت اجرا نمی کند. ستار گفت برای این کار، یکی باید در آن شهر خاص بتواند از او دعوت و برنامه اجرای کنسرت را سازماندهی کند.

به علت حجم بالای سوالاتی که از طرف شنوندگان از ستار شد، گفتگوی ما تا آخرین ثانیه پخش برنامه ادامه داشت.

 

 

 

فایل شنیداری

 

 

 

امروز روز تولد ستار عزیز است و  تقریبا همه طرفداران ایشان که دست به قلم اینترنتی دارند این روز بزرگ را به نحو مطلوب تبریک گفته اند من نیز لازم دیدم سالروز تولد ایشان را به همه طرفداران و همچنین خانواده محترمشان شاد باش عرض نمایم و امیدوارم سال آینده روز تولدش را با برگزاری جشن باشکوهی و با حضور خود ایشان در ایران انجام دهیم

 

 

اطلاعیه مهم :

 

یکم آذر ماه (پنجشنبه) و سوم آذر ماه (شنبه)ستار عزیز در دبی کنسرت دارند

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 18:38 توسط رضا |



 

  

 

بالاخره بعد از یک سال انتظار یکبار دیگر سعادتی نصیب ما شد که باز در کنسرت ستار (این خواننده وهنرمند بی بدیل) شرکت نمایم. بگذارید از اول ماجرای آن شب بیاد ماندنی و پر از خاطره را شرح دهم.

روز سوم که برابر بود با چهارم فروردین ماه ساعت 4 بعد از ظهر به سمت محل اجرای کنسرت یعنی بستان روتانا حرکت کردیم که البته 3 نفر از دوستان مرا همراهی کردند و به امید این که بتوانند ستار را از نزدیک ببینند به محل کنسرت آمدند ولی به دلیل قیمت بالای بهاء بلیط (140 هزارتومان) بلیط تهیه نکرده بودند. وقتی به هتل بزرگ بستان روتانا رسیدیم تقریبا خلوت بود و هنوز تا ساعت شروع برنامه 4 ساعت مانده بود. وارد هتل شدیم مکان بسیار زیبا و بزرگی بود دارای چندین طبقه با امکانات ویژه عالی که در قسمت زیر زمین آن تالار بسیار بزرگی همراه با یک سالن جهت سلف سرویس.

به دلیل آشنایی که با تدارک دیدگان آن کنسرت پیدا کرده بودم وارد تالار شدم. که در آن موقع استاد اکبر گلپایگانی و محمد حیدری مشغول صحبت کردن بودند و کمی با فاصله ستار عزیز مشغول مکالمه تلفنی بود گویا مسیله مهمی در میان بود که ما از آن بی خبر بودیم کمی بعد همه چیز فراهم بود برای شروع برنامه.

 حدود ساعت 8 شب بود که زیر زمین هتل مملو از جمعیت مشتاقان این شب نشینی شد و مردم وارد تالار شدند و بر روی صندلی های مخصوص که در بلیط آنها قید شده بود نشستند. در اینجا لازم دیدم به این نکته اشاره کنم در بین کنسرت های که تا کنون شرکت کرده و یا شنیده بودم این کنسرت و یا بهتر بگویم این شب نشینی وجهه و شرایط ویژه ای داشت چرا که بلیط ان به سختی و فقط در یک مکان آن هم با رزرو قابل دریافت بود با آن قیمت بالا، تمامی میزها با شماره های مخصوص هر بلیط ، سلف سرویس و....  و خلاصه جو متفاوتی داشت.

شروع برنامه با اجرای شهرام فرشید آهنگساز جوان آغاز شد که بهترین موقع برای صرف شام بود که در زمان اجرای سه آهنگ ایشان مردم به صرف شام پرداختند. سپس مهران که مجری گری برنامه را نیز به عهده داشت و زحمت های زیادی در هماهنگ کردن آن داشت به خواندن 3 آهنگ پرداخت و حال و هوای بزم را از آن کسالت قبلی بیرون آورد.

 

مهران مجری برنامه:

خانم ها، آقایان امیدوارم که تا این لحظه به شما خوش گذشته باشد نوبت می رسد به صدای جاودانه عشق ستار.

 

 

صدای تشویق تمام سالن را پر کرد و گروه موزیک آهنگ سر سپرده را می نوازد شاید نتوان آن لحظه را تصور کرد. ولی باید اعتراف کنم یکی از بهترین لحظات عمر من بود تمامی جایگاه را دود فرا گرفت و خواننده اول ایران در میان اوج احساسات مشتاقان شروع به خواندن نمود: یه روز می دونم بی خبر سر زده از راه می رسی جون خسته از بیدار شب با صبح فردا می رسی با صبح فردا می رسی.

 

 

پس از اتمام ترانه سرسپرده ستار عزیز از تمامی حضار به خاطر ابراز احساسات تشکر نمود و آهنگ های شهر غم، گل حسرت، صدای بارون، همسفر، گل پونه، گلپری جون، شازده خانم، عاشق خجالتی، خاکی و آخرین تلاش را به زیبایی هر چه تمامتر اجرا نمود در زمان خواندن ترانه گل پونه یکی از هواداران ستار که قصد داشت مقداری اسکناس 100 دلاری روی ستار بریزد با مخالفت مامورین هتل یا به اصطلاح بادی گاردها مواجه شد که کلی خواهش او ثمر ننشست و به دلیلی که مغایر با قوانین می خواندند انجام این کار میسر نگشت.

 

 

یکی از حوادث مهم و غیر قابل پیش بینی که در آن شب اتفاق افتاد موضوع بیماری خانم مهستی بود که مجری برنامه پس از اعلام آن با اعتراض شدید برخی تماشاچیان مواجه شد (یکی می گفت پیشنهاد بهتر داشته و به لندن رفته یکی می گفت با کاباره تهران قرارداد دارد و نمی تواند اینجا بخواند خلاصه همه چیز می گفتند جز واقعیت که بعدا معلوم شد و آن متاسفانه بیماری خانم مهستی بود حتی تهدید به برهم زدن شب نشینی می کردند و اتهام کلاه برداری به کنسرت گذار و شخص حمید شب خیز زدند (البته عده این افراد حدود 10یا 20 نفر بود).

آقای مهران که عکس العمل گروهی حضار را دید تماس تلفنی با خانم مهستی برقرار کرد و از طریق موبایل صدای خانم مهستی را که در بیمارستان در دبی بستری بود با میکرفن به گوش مردم رساند که باز قانع نشدند.

 

آقای شبخیز و همراهان که در شب نشینی شرکت داشتند و البته خود آقای شبخیر از محبوبیت خوبی خصوصا از جانب خانم ها برخوردار بودند به همراه حجتی به روی سن آمده و از آن تعداد معترض خواهش کردند که جریان پیش آمده که از اراده انسان خارج است را نادیده گرفته و در عوض حجتی برای مردم برقصد و خود شبخیز یه جوری جای خالی مهستی را پر کند ولی باز مقبول نیفتاد. پس در یک اقدام ابتدایی اعلام کردند که هر کس معترض است تشریف ببرد بیرون و پول بلیط خود را پس بگیرد. شما فکرش را بکنید دو خواننده اول را که بگذریم ستار حدود یک ساعت و نیم خوانده و مهستی هم قرار نیست بخواند مردم منطقی ما هم که شام و دسر صرف نموده اند می ماند فقط برنامه گلپا! ناگهان یک سوم سالن خالی شد و به طمع گرفتن پول بلیط راهرو پر از جمعیتی شد که همیشه شبخیز از آنها بعنوان بهترین مردم دنیا یاد می کند.

 

 

خلاصه وضع بد تر از گذشته شد آقا مهران بیا و درستش کن شبخیز کجاست؟ یک انسان می تواند دنیا را به آتش بکشد یک انسان می تواند آتشی را بخواباند چه کسی می توانست آن جمعیت معترض و طماع را به سر میزشان برگرداند و چنین جنجالی را حتی بهتر از اول خاتمه دهد جز نام بزرگ ستار.

 

 

بله دوستان ستار کسی بود که آن شب پس از بازگشت خود ُ فرمول بهم خورده را به حال اول برگرداند و حل نمود و با بزرگمردی عنوان نمود خانم مهستی پیشکسوت من است و الان متاسفانه قادر به اجرای برنامه نیست و در بیمارستان است و من حاضرم برای شما بخوانم حتی اگر تا صبح باشد و این فداکاری ستار را حیفم آمد به شبخیز تاکید نکنم.

آقای شبخیز این بزرگمرد را قدر بدانید مانند او کم داریم.

شبخیز: گل است گل.

ترانه خاکی و شازده خانم مجددا اجرا شدند و از به یاد ماندنی ترین ترانه های

زنده یاد هایده: رفتم و بار سفر بستم.

زنده یاد ویگن مثل: قد و بالای تو رعنا رو بنازم.

و دلکش و غیره ادامه داد و با چند آواز و تصنیف سنتی مثل لیلی زمان - مقیم کوی تو و . . .  تا ساعت 2 نیمه شب برای هموطنان خود خواند.

خانم و آقای شب خیز که دیگر خیالشان راحت شده بود بهترین موقعیت دانستم که گلایه خود را مطرح کنم.

خانم شب خیز من یک گلایه از شما دارم و آن اینکه چرا بیو گرافی ستار را در برنامه زوم پخش نمی کنید در حالی که من بارها این تقاضا را از شما از طریق ایمیل داشته ام درست یادم می آید در سالروز تولد ستارشما بیوگرافی شادمهر عقیلی را پخش کردید آیا این چنین شخصیت بزرگی لایق یک برنامه بیوگرافی نبود؟؟

ماندانا شب خیز: شرمنده قول صد در صد به شما می دهم که در چند هفته آینده حتما پخش کنم که به حق به قول خود هم وفا کرد و من از ایشان تشکر می کنم.

 

قسمت آخر برنامه که از ساعت 2 تا حدود 3 نیمه شب به طول انجامید صدای حنجره طلایی و اسطوره تاریخ موسیقی سنتی ایران استاد اکبر گلپایگانی بود که آواز دلنشین او واقعا بر هر شنونده ای با هر سلیقه ای تاثیر انکار ناپذیر می گذارد استاد پس از هر قطعه شعر با معنی و عرفانی یادی از ترانه های درویش، موی سپید، پس از تو نمونم برای خدا، اشک من و من تورا آسان نیاوردم بدست نمود و چه حالی به برنامه داد متاسفانه با تمام  لذتی که از برنامه ایشان بردم به خاطر مسایل پیش آمده و برخی مشکلات دیگر نتوانستم تصویری بهتر از تصویر زیر در زمان اجرای برنامه از استاد گلپا تهیه نمایم که این خود یکی از اتفاقات تلخ سفر من بود.

 

 

 

خلاصه برنامه آن شب با همه خاطرات به پایان رسد و فقط یک آرزو به دل من ماند که کاش شرایطی پیش می آمد که همه عاشقان بتوانند با کمترین هزینه و مشکلات هنرمندان خود را از نزدیک ببینند و سال آینده این امر محقق شود.

 

بر فراز آسمان دبی

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 20:56 توسط رضا |